امشب فیلمی با عنوان Hitman.Agent.47 محصول سال 2015 هالیوود را دیدم. قبلا یک فیلم از این شخصیت دیده بودم و این دومین فیلمی بود که در مورد شخصیت Hitman دیدم. در فرهنگ لغت در معنای این کلمه آمده است: فردی که بابت کشتن دیگری به وی پول داده می شود مخصوصا برای یک سازمان سیاسی و یا جنائی. در معنای مترادف آن کلمات ذیل آمده است: assassin, killer, murderer, gunman, hired gun. برای من جالب است که در فرهنگ انگلیسی برای کلمه قاتل چندین کلمه وجود دارد و نشانه خاصی در ان نهفته است.
موضوع خاص فیلم
موضوع اصلی این فیلم در مورد یک برنامه دولتی است که ادعا می شود در کشور شوروی سابق، برای پرورش قاتلین حرفه ای انجام می شده است و نتیجه آن پرورش افرادی است که در این فیلم به آنها مامور (Agents) گفته می شود.
این مامورین افرادی بی احساس، خشک، کاملا محکم، دارای قدرتهای عالی و برنامه ریزی دقیق و البته خوش تیپ نشان داده می شوند. در این افراد عذاب وجدان و یا هر احساس منع کننده در مورد قتل انسانها، سرکوب شده است.
شخصیت اصلی فیلم مذکور، دختر همان دانشمندی است که مسئول پروژه مامورین قاتل بوده ست. این دانشمند توانسته بود یکبار این پروژه ای را محقق سازد. اما وی سالها پیش از پروژه فوق فرار کرده است برای حفظ جان دخترش وی را از خود جدا کرده است. سازمان اصلی طراح پروژه که (احتمالا) از روسیه آن پروژه را هنوز ادامه می دهد به دنبال کشتن وی است اما به موازات این سازمان ، گروه دیگری معروف به سندیکا وجود دارد که تحت مدیریت یکی از افراد سابق آن سازمان، به دنبال تحقق پروژه ساخت قاتلین بالفطره است اما با وجود صرف هزینه و امکانات بسیار نتوانسته است به این هدف دست پیدا کند و لذا به دنبال یافتن این دانشمند است.
در این میان دختر این دانشمند، کلید رسیدن به آن دانشمند از سوی هر دو گروه است و باقی فیلم به تقابل دو گروه و اتفاقات بعد از رسیدن دختر به پدر می گذرد. در این میان مشخص می شود که خود این دختر نیز از زمره همین مامورین استثنایی است. ...نکاتی از فیلم
آن چیزی که در ابتدا به نظرم می رسد آن بوده است که نویسندگان فیلمنامه قصد داشته اند در کنار مامور اصلی (مامور شماره 47) که یک مرد بی احساس، خشن و قاطع نشان داده می شود یک قهرمان زن نیز اضافه کنند. نکته جالب آن است که این دو را باهم خواهر برادر می سازد و احتمالا در نسخه های بعدی باید شاهد هنرنمایی مستقل این قهرمان زن باشیم. به عبارت بهتر پس از خلق Hitman احتمالا در شماره بعد با یک HitWoman مواجه خواهیم بود که این روند جفت سازی برای قهرمان فیلمهای هالیوودی از قبل وجود داشته است. از نمونه های جدیدتر همین موضوع می توان به خلق شخصیت SuperGirl در مقابل شخصیت SuperMan اشاره کرد که دستمایه سریال جدیدی با همین عنوان شده است. نکته جالب آن است که رابطه مرد شگفت انگیز و زن شگفت انگیز هم از نوعی فامیلی است و باهم پسرعمو دخترعمو هستند.از نکات جالبتر این فیلم و اکثر فیلمهای هالیوودی با دستمایه های قهرمانانه، سهولت آدمکشتن در آنهاست به نحوی که قهرمان مامور 47 به راحتی به کشتن انسانها می پردازد. هرچند در فیلم اظهار می گردد که این مامورین اصلا چنین ساخته شده اند که هیچ احساس ترس، غم و اندوه نداشته باشند. اما نوع کشتن ها کاملا به گونه ای است که سعی می شود نشان داده شود که قتلها در نهایت سرعت، خشونت و قساوت انجام می شود. یکی از مواردی که برایم جلب توجه می کرد آن بود که تنها حسی که دراین میان سعی می شود استثنا شود عشق و به تعبیر دقیقتر (Love) است. در صحنه ای دختر قهرمان فیلم می خواهد نشان دهد که با وجود تمام سرکوب حس ترس و اندوه و تشدید قساوت و خونریزی در آنها، راهی که می تواند به بازسازی شخصیت این انسانهای ماشین آدمکشی – که ساخته خود انسان هستند- کمک کند تنها عشق خواهد بود.
سرشت یا انتخاب ( جبر یا اختیار)
نکته آخر دیالوگی است که فکر میکنم سعی شده است به عنوان نتیجه اخلاقی فیلم به بیینده القا گردد. ابتدا در صحنه ای ، دختر قهرمان فیلم این جمله را به مامور 47 می گوید اما مامور آن را رد می کند اما در انتهای فیلم، مامور همان جمله را به دختر بازمی گرداند تا نشان دهد که به درستی این حرف رسیده است. این جمله آن است که : «ما با کارهایی که میکنیم تعریف می شویم»0به عبارت دقیقتر با توجه به اینکه مامورین فوق، با روشهای ژنتیکی ساخته شده اند و تمام شخصیت آنها در مورد قتل جهت دهی شده اند اما بازهم می توانند با استفاده از «عشق» بر خلاف طبیعت برساخته خود عمل کنند و راه درست را انتخاب کنند. این نکته نزدیک به نکته ای است که پیرمرد دانشمند فیلم در مورد تفاوت مامورین ساخته شده قبلی با نمونه های غیرموفقی که توسط سندیکا ساخته اند خطاب به یکی از قاتلین سندیکا اظهار می دارد : «تو حاصل تکنولوژی درجه دو هستی ، یک آزمایش ناموفق، مزیت یک مامور بدنش نیست مزیت وی ذهنش است»