یک داستان کوتاه : اگر نظرتان را در مورد داستان بنویسید خوشحال میشوم

(1)

کوبۀ در خانه را می زنند. از صدای کوبه مشخص است که گویا مرد یا مردانی پشت در هستند. در این خانه همیشه کوبیده می شود و همیشه مراجعه کنندگانی بر در آن حاضر می شوند زیرا که این خانه، خانه بزرگ قوم است آن هم طایفه ای بزرگ و متشخص. اما کوبیده شدن آن در این ساعت کمی عجیب است. آخر نزدیک نیمه شب است و ظلمت و سکوت شب همه جا را در برگرفته است.

 

صاحبخانه آهسته و به آرامی پشت در می آید و می پرسد: کیستید؟

جوابی می آید: مسافرانی هستیم که در شب مانده ایم امشب ما را به غذا و خوابی مهمان می کنید؟ به ما گفته اند ....

 ...